تبليغاتX
بی سرزمین تر از باد


بی سرزمین تر از باد

*~ این نوشته ها مخاطب خاص ندارد ~*
جمعه کوه
خوب چرا که نه ؟

Behzad's Birthday

خوب اونم دل داشت ، همین پیش پای شما بود که داشت به فاطین-- می گفت کاش فردا تو کوه ببینمش ، همین پیش پای شما که بهز-- زنگ زد گفت تولدشه ، که دعوت کرد گفت که میاد ، که قند تو دلش ... دلهره شد ، یخ کرد ، عرق کرد ، گرما ازش بیرون می زد ، از دستهای یخ کردش ، خوب اونم دل ... نمی دونم ... تا صبح ... ساعت ۰۰:۰۰ ... ساعت ۰۱:۰۰ ... ساعت ... آره حالا نوک دماغش یخ کرده بس که منتظره ... دل دل که کاش دیر بیاد - آدما اینطورن وقتی از یه واقعیتی می ترسن از روبه رو شدن باهاش هراس دارن - ... دیـــــــــــــــــــــــــــــــر شد تـأخیر شد ... باز نیامد ... .. .

+نوشته شده در جمعه 15 آبان1388توسط لی لا * |
13 آبان

13 آبان

امروز خیابان شریعتی رو سبز سبز کردیم

+نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388توسط لی لا * |
اعتراف

 راستی ، تو هم دیده ای؟ همۀ آشوبگران یک به یک اعتراف کردند. وقتش نیست؟ تو که یک عمر دلم را آشوب کرده ای، نمیخواهی اعتراف کنی؟

+ آینه : این جمله به نویسندش برمی گرده

+نوشته شده در دوشنبه 11 آبان1388توسط لی لا * |